الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

617

علل الشرايع ( فارسي )

شده ! ! اسحاق پسر تو است ، نافش افتاده ولى غلاف نرينه اش ساقط نگرديده ؟ ابراهيم عليه السّلام به نماز خانه رفت و با پروردگارش به مناجات مشغول شد و عرض كرد : پروردگارا اين چه اتّفاقى است كه در دودمان ابراهيم و فرزندان پيامبرانت واقع شده اسحاق پسر من است ، نافش افتاده ولى غلاف نرينه اش ساقط نگرديده . حق تعالى به جناب ابراهيم وحى نمود : اين حادثه به خاطر ملامت و سرزنشى است كه ساره نسبت به هاجر مرتكب شده و من قسم خورده‌ام كه از هيچ يك از فرزندان انبياء پس از اين عمل هاجر غلاف نرينه اش را ساقط نكنم ، بنا بر اين با آهن اسحاق را ختنه كن و به او حرارت و سوزش آهن را بچشان . ابراهيم عليه السّلام با آهنى اسحاق را ختنه كرد و بعد از آن ختنه با آهن بين مردم سنّت شد . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از محمّد بن ابى عمير ، از معاوية بن عمّار از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : ساره پس از آن حركت زشتى كه نسبت به هاجر مرتكب شد به درگاه الهى عرضه داشت : اللَّهم لا تؤاخذنى بما صنعت بهاجر ( خدايا به واسطه آنچه نسبت به هاجر انجام دادم مرا مورد مؤاخذه قرار مده ) در اين كلام ساره براى هاجر فروتنى نمود و پس از آن اين نوع از فروتنى سنّت شد . باب دويست و هفتاد و پنجم سرّ اين كه طلاق منحصرا بر طبق كتاب و سنّت واقع مىشود حديث ( 1 ) احمد بن الحسن القطان ، از بكر بن عبد الله بن حبيب ، از تميم بن بهلول از پدرش ، از اسماعيل بن فضل هاشمى ، وى مىگويد : حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمود : طلاق منحصرا بر طبق كتاب و سنت واقع مىشود زيرا حدّى است از حدود خداوند عزّ و جل و خدا در قرآنش فرموده : * ( إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ) * ( هر گاه زنان را طلاق داديد به وقت عدّه اشان طلاق داده و زمان عدّه را بشماريد ) . و نيز مىفرمايد : * ( وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ) * ( در وقت خواندن طلاق دو نفر عادل از خودتان را شاهد قرار دهيد ) .